**دلنوشته های یک دختر بارونی**

من و تو از تبار بی کسانیم ...دراین دنیا چه کس را کی بدانیم...کسی نشنید فریاد کمک را.. کمک کن تا برای هم بمانیم

***********************

برای خندیدن منتظر خوشبختی نباش شاید خوشبختی منتظر خندیدن توست

*********************

گل نیلوفر در مرداب میروید تا همه بدانند در سختیها باید زیباترینهارو بیافرینند

******************

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/01/27ساعت 20:39  توسط فاطی ناناش  | 

سیاه بخت

منو میبینی به من میگن سیه بخت!

به من نخندید آدمای خوشبخت!

منم یه روزی روزگاری داشتم!

جوون بودم عشق به یاری داشتم!

این زمونه پیرم کرد!

از زندگی سیرم کرد!

نساخت یه روزی با من!

بسته به زنجیرم کرد!

آی زمونه چقر تو نامردی!

چه ظلم بی حدی به من کردی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/10/10ساعت 0:36  توسط فاطی ناناش  | 

Free Image Hosting At avaxtm.com

السلام اي وادي کرببلا
السلام اي سرزمين پر بلا
السلام اي جلوه گاه ذوالمنن
السلام اي کشته هاي بي کفن
****
کاش بوديم آن زمان کاري کنيم
از تو و طفلان تو ياري کنيم
کاش ما هم کربلايي مي شديم
در رکاب تو فدايي مي شديم
السلام عليک يا ابا عبدالله ...
*****
با آب طلا نام حسي قاب کنيد
با نام حسين يادي از آب کنيد
خواهيد مه سربلند و جاويد شويد
تا آخر عمر تکيه بر ارباب کنيد


 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/27ساعت 12:51  توسط فاطی ناناش  | 

قربون هرچه دوست بارونی

♥☻♥سلام دوستان مهربونم♥☻♥
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬

اومدم یه خبری بدم و برم ♥☻♥

╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

آپم نمی خواین بیاین ؟ ♥☻♥

╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬

بیاین خوشحالم می کنی ♥☻♥

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/18ساعت 23:40  توسط فاطی ناناش  | 

تقدیم به دوستان بارونیم

تو خود گل باشی

و گل زیر پایت


گل و

بستان و باغ ستان فدایت
چو

گل نازک تن و خوشبو و خوبی


طراوت در دلم ریزد ز جایت

+ نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 23:42  توسط فاطی ناناش  | 

Free Image Hosting At avaxtm.com
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 23:38  توسط فاطی ناناش  | 

 در من هزار حرفِ نگفته

هزار دردِ نهفته

هزاران هزار دريا هر لحظه در طپيدن و طغيانند

 در من هزار آهوي تشنه

                             در خشكسالِ دشت پريشانند

 در من پرندگان مهاجر

                           ترانه هاي سفر را

                                          در باغهاي سوخته مي خوانند.

 با من كه در بهار خزانم قصه هاي فراواني ست

                                با من كه زخم هاي فراواني

                                         بر گُرده ام به طعنه دهان باز كرده اند،

                                                                                هر قصه يك ترانه

                         -هر ترانه خاطره اي ديگر-

                                         هر عشق يك ترانه ي بيدار است.

در خاموشي حضورم، حرف مرا بفهم

                                               يا براي عشق، زباني تازه  پيدا كن

                                                تا درد مشترك،

                                                                زبان مشتركمان باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/11ساعت 22:44  توسط فاطی ناناش  | 

روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري به شنا برويم ...

حقيقت ساده پذيرفت و لباس هايش را در آورد و به دريا رفت و دروغ لباس هاي او را پوشيد و

رفت ، از آن روز به بعد ديگر حقيقت عريان و زشت است ولي دروغ ظاهري آراسته و زيبا دارد !!*

     ********************************************************

انسانیت را باید قالبی غبار آلود بر دیوار خانه ای متروک پنداشت و محبت

را کتابی سر بسته در هوای مه آلود و بخشش را درختی که موریانه تا به شاخه جویده

و مردانگی چون درختان پاییزی در معرض تند باد با برگهای زرد و گذشت دیگر جایی ندارد

در فرهنگ لغات این مردم !!

     

Free Image Hosting At avaxtm.com
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت 23:3  توسط فاطی ناناش  | 

باران=زندگی

Free Image Hosting At avaxtm.com

 

میخواهم اینجا باتو باشم زیر باران دوباره

ولی افسوس نه تو هستی نه دیگر باران میباره

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/20ساعت 20:17  توسط فاطی ناناش  | 

****ای رحمت الهی****

 

وای باران....

باران

شیشه ی پنجره را باران شست .

از دل من اما...

-- چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ...

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ...

می پرد مرغ نگاهم تا دور ...

پر مرغان نگاهم را شست

خواب رویای فراموشیهاست !

خواب را دریابم

که در آن دولت خاموشیهاست.

من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها میبینم

و ندایی که به من میگوید :

" گرچه شب تاریک است

دل قوی دار

سحر نزدیک است "

دل من در دل شب

خواب پروانه شدن میبیند

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/14ساعت 0:44  توسط فاطی ناناش  | 

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی

 

Free Image Hosting At avaxtm.com
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 16:30  توسط فاطی ناناش  | 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....


و اینک باران


بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/07/12ساعت 16:44  توسط فاطی ناناش  | 

اخه!!!

Free Image Hosting At avaxtm.com
+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/11ساعت 23:58  توسط فاطی ناناش  | 

نظر شما چیه؟؟؟

عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند،
دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد.
 
عشق یك فریب بزرگ و قوی است ،
دوست داشتن یك صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق.
 
عشق در دریا غرق شدن است،
دوست داشتن در دریا شنا كردن.
 
عشق بینایی را میگیرد،
دوست داشتن بینایی میدهد.
 
عشق خشن است و شدید و ناپایدار،
دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار.
 
عشق همواره با شك آلوده است،
دوست داشتن سرا پا یقین است و شك ناپذیر.
 
ازعشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر میشویم،
از دوست داشتن هرچه بیشتر ،تشنه تر.
 
عشق نیرویی است در عاشق ،كه او را به معشوق میكشاند،
دوست داشتن جاذبه ای در دوست ، كه دوست را به دوست می برد.
 
عشق تملك معشوق است،
دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.
 
عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند،
دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد ومیخواهد كه همه ی دل ها آنچه را او از دوست
در خود دارد ،داشته باشند.

در عشق رقیب منفور است،
 در دوست داشتن است كه: “هواداران كویش را چو جان خویشتن دارند” كه حسد شاخصه ی عشق است
عشق معشوق را طعمه ی خویش میبیند و همواره در اضطراب است كه دیگری از چنگش نرباید و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور میگردد
 
دوست داشتن ایمان است و ایمان یك روح مطلق است ، یك ابدیت بی مرز است و از جنس این عالم نیست.”

 


 

Free Image Hosting At avaxtm.com 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 16:55  توسط فاطی ناناش  | 

نخونی ضرر کردی!!!

يه روز بهم گفت:

 «مي‌خوام باهات دوست باشم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».


بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام».


يه روز ديگه بهم گفت: «مي‌خوام تا ابد باهات بمونم؛ آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».


بهش لبخند زدم و گفتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه من هم خيلي تنهام».


يه روز ديگه گفت: «مي‌خوام برم يه جاي دور،

 جايي كه هيچ مزاحمي نباشه. بعد كه همه چيز روبراه شد تو هم بيا.

 آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».


بهش لبخند زدم و گفتم:

«آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام».


يه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اينجا يه دوست پيدا كردم.

 آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».


براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم:

 «آره مي‌دونم. فكر خوبيه.من هم خيلي تنهام».


يه روز يه نامه نوشت و توش نوشت:

 «من قراره اينجا با اين دوستم تا ابد زندگي كنم. آخه مي‌دوني؟ من اينجا خيلي تنهام».


براش يه لبخند كشيدم و زيرش نوشتم: «آره مي‌دونم. فكر خوبيه. من هم خيلي تنهام».

حالا ديگه اون تنها نيست و من از اين بابت خيلي خوشحالم و

چيزي که بيشتر خوشحالم مي کنه اينه که نمي دونه من هنوز هم خيلي تنهام

Free Image Hosting At avaxtm.com
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/29ساعت 16:22  توسط فاطی ناناش  | 

***روش زندگی***

 بعضی ادم هابه شکل های گوناگونی زندگی می کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما من به شما پیشنهاد می کنم که اینگونه زندگی کنید تا خوشبختی ارزانی شما بشه!

شاد اما دلسوز………ساده اما زیبا…….مهربان اما جدی…….عاشق اما عاقل

نظر تو یکی چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26ساعت 18:28  توسط فاطی ناناش  | 

كسي به جزتويار من نيست

گذشتن از تو كار من نيست

به جزخيال توهنوزم

ببين كسي كنار من نيست

نه مي شه با توسركنم

نه مي شه ازتو بگذرم

بيا به داد من برس

من ازتومبتلا ترم

بگوكجا رها شدي

بگوكجاي رفتني

من ازتو درگريزوتو

چراهميشه با مني

كسي به جزتويار من نيست

گذشتن از تو كار من نيست

به جزخيال توهنوزم

ببين كسي كنار من نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/18ساعت 15:19  توسط فاطی ناناش  | 

سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

                       ****بیا**** 

بی تو خالی شدم از هر شک و تردید ، بیا
                            تا نشد کور همان نقطه امید، بیا

خنجر عشق به قلبم نزده ضربه ، ولی
                            تا که حنجر نکند جرأت تهدید، بیا

شده تا شب همه لحظه ی بیداری من
                           به امید توام ای چشمه خورشید، بیا

نکند فاصله بین من و تو قد بکشد
                           تا نشد باز هم حادثه تجدید، بیا


+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/18ساعت 14:12  توسط فاطی ناناش  | 

می خواستم به شما بگویم

سلام

اما شما سریع رد شدید

می خواستم بگویم

حال شما چطور است؟

اما شما به من نگاه نکردید

می خواستم بگویم

حال من خوب نیست

اما شما دیگر رفته بودید...

برای همین هیچ چیز به شما نگفتم

فقط پوست موزم را زیر پایتان انداختم

تا زمین بخورید و یک لحظه بایستید

شاید این بار مرا ببینید!...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/24ساعت 23:33  توسط فاطی ناناش  | 

اخ که چقددلم تنگه

سلامت میدهم از راه دور

سلامت میدهم با دلی رنجور

 

تو که دوری از ما فرسنگ فرسنگ

نازنینم دلتنگتم، دلتنگ دلتنگ

 

دلتنگ اون دو چشم سیاه

دلتنگ اون نگاه گیرا

 

دلتنگ اون لبهای نازت

دلتنگ اون رازو نیازت

 

دلتنگ اون نجوای شبونه

آخه همش میگه با من میمونه

 

دلتنگ اون آغوش گرمت

دلتنگ اون روی پر از شرمت

 

دلتنگ اون دستای نازت

دلتنگ اون آغوش بازت

 

دلتنگ اون قلب مهربونت

دلتنگ اون شیرینی زبونت

 

دلتنگ اون نوازشای نازت

دلتنگ اون آرامش پر از نیازت

 

دلتنگتم تو این دیار غربت

دلتنگتم ای یار،دلتنگ دلتنگ

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/26ساعت 15:21  توسط فاطی ناناش  | 

**امان از عاشقی**

عشق نمی پرسه تو کی هستی فقط میگه تو مال منی   

 عشق نمی پرسه تو اهل کجایی فقط می گه تو قللب من هستی  

عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط می گه با منی                     

عشق نمیپرسه دوستم داری فقط می گه دوستت دارم 

*************************************

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 15:47  توسط فاطی ناناش  | 

 

                         مگراز شوق زیاد

 

                    نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز 

 

                 وبه اندازه ی هرروز توعاشق باشی

 

       عاشق آنکه تورا میخواهدوبه لبخندتوازخویش رهامی گردد

 

          وتورا دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد

?????? At site
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 22:11  توسط فاطی ناناش  | 

 نمیدونم ازکجاشروع کنم قصه ی تلخ سادگیمو,نمیدونم چرایادنمیکنم روزهایه خوب زندگیموچرا تواول قصه همه دوستم دارن وسط قصه میشه سربه سرم میزارن تامیاد قصه تموم شه همه تنهام میزارن ,میتونم مثل همه دورنگ باشم میتونم بازی کنم باعشق و احساس کسی میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم میتونم پشت دل ها قایم بشم ولی با همه ی این حرفها منم مثل اونها میشم, من باید از چی بفهمم که کسی منو دوست داره  تو این دنیا اصلا عشقی وجود داره  ((نمیخوام بگم عاشقی دروغ اما اینو بدونین عشق زمانی پاک و واقعی است که عشق الهی باشه نه در بیان کردن دوستت دارم یا ...... به نظرت تو توی کدام دسته ای؟))چرا باید زمانی که تو این عشق سوختین  بفهمین عاشقی دروغه و فقط لغت قشنگیه چرااااااااااااااااااااا؟؟؟؟ توروخدا برایه یک بار هم شده فکرکنید وبا احساسات کارتونو پیش نبرین که عاقبت نداره !! اونهایی که به عشقشون رسیدن امیدوارم خوشبخت بشن اما.......... خواهش میکنم اینکارها را رها کنید و تسلیم احساساتتون نشین  وبافکرتون این احساسات را دور کنید اگه تو عشقتون شکست خوردین دیگه جای برای بغض نیست .زمان گریه است. اما با کدامین چشم مگر نه اینکه میگویند باید قلب بشکند تا اشکت جاری شود من که قلبم مدتهاست  شکسته و هزاران بخیه از زمان دارد ولی هرروز ان را وصله میکنم پس قلبی برای شکستن ندارم تا اشکم جاری شود  اما شما؟اینو گفتم تا مثل من قلبتون بخیه نخوره اخه خیلی درد داره کیه که اینهارو باور کنه ؟ کیهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/19ساعت 18:31  توسط فاطی ناناش  | 

آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چه؟

ماه میگه:یعنی بودن در آغوش تو

ماه میگه:تو بگو عشق یعنی چه؟

آسمون میگه:انتظار دیدین تو.

***********************************

برات مینویسم دوستت دارم آخه میدونی؟ آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن ولی یه نوشته به این سادگیا پاک شدنی نیست.گرچه پاره کردن یه کاغذ از شکستن یه قلبم ساده تر.ولی من مینویسم...من مینویسم دوستت دارم

***************************

بدون اراده متولد می شویم،با حیرت زندگی میکنیم و سپس با حسرت میمیریم،اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است.تقدیم به بهترین.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت 21:40  توسط فاطی ناناش  | 

عشق فراموش کردن نيست،**بلکه بخشيدن است.

عشق گوش دادن نيست**بلکه درک کردن است.

عشق ديدن نيست**بلکه احساس کردن است.

عشق جازدن وکنارکشيدن نيست**بلکه صبرکردن وادامه دادن ا

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/04ساعت 12:4  توسط فاطی ناناش  | 

عشق مثل آب میمونه.....که میتونی توی دستت قایمش کنی..آخرش
یه روز دستت رو باز میکنی میبینی نیست... قطره قطره چکیده بی انکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت 22:44  توسط فاطی ناناش  | 

*بغض*

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 22:18  توسط فاطی ناناش  | 

ای کاش دلتنگی وجودنداشت ,ای کاش دلبستگی و محبت وجود نداشت هرچند بعدازجدایی تحمل ان خیلی سخت است ,ای کاش ازهمان اول کاری میکردم که برای خودم جایه قانع و بدون چون و چرا بود.ای کاش ازهمان اول قدرهمه چیزهارامیدانستم  نه اینکه زمانی از دستش دادم بفهمم که چه کسی بوده ,ای کاش میشد به عقب برگردم تا ازش بپرسم ایا از من راضی بوده  چرا که الان خیلی دیر شده ,ای کاش ان زمان من کبوترهایش بودم  وهمش در کنارش بودم و دست نوازش بر سره من میزد  ,ای کاش گل حیاطش بودم وهمش تجسمی از تصویرش داشتم ,ای کاش من کنیزش بودم  حداقل میتوانستم از تجربیاتش ....از ایمان ..... از اخلاقش ورفتارش چیزی بیاموزم  ای کاش ان زمان که  در کنار حوض مینشست من بودم  که غروب خورشید را روی چشمانش  مینشاندم چرا حالا باید به این نتیجه برسم . چراوقتی جایه خالیش را حس میکنم  باید اشک در چشمانم جاری شود . کاش میشد به 2سال پیش برگردم ان زمان خداحافظی را یک باره دیگه به خاطر بیاورم  ان لبخندهایش ...ان درخواست هایش ..و طلب بخشش و حلالیت خواستن چرا که ان زمان نمیدانستم کجامیخواهد برود. نمیدانستم منظورش ازاین حرفایش چیست!نمیدانستم بعد خداحافظی دیگر نمیتوانم ببینمش !نمیدانستم دیگه نمیتوانم ازش شیرینی بگیرم !باهاش حرف بزنم ....چرا رفته باید قدرشو بدانم  ای کاش میشد تمام نوشته هایم به حقیقت بپیوندداما میدانم که خیلی دیر شده  ای کاش تنهام نمیذاشتی .... ای کاش دوستان بارونیم همین که الان چیزی دارین قدرشو بدونید نذارین زمانی که ازدستش دادین بفهمین که چقدر با ارزش بوده  ((به در میگم تا دیوار بشنوه))      

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/09/07ساعت 21:35  توسط فاطی ناناش  | 

عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است

عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما

روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد

زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/09/05ساعت 18:7  توسط فاطی ناناش  | 

***اخرین بار****

این آخرین نجوای من با آسمان بود        این آخرین وصل من و رنگین کمان بود

این آخرین دست نوازش برسر من        این آخرین امواج روی ساحل من بود

این آخرین بود ، آخرین بود               اشکم به مانند دل تنها ترین بود

 

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 22:2  توسط فاطی ناناش  | 

مطالب قدیمی‌تر